تابوسازی از مذاکره یا منافع ملی

نظام جمهوری اسلامی دارای قانون و ساختارهای مشخص و مستحکمی است ولایت فقیه، رئیس جمهور، شورای عالی امنیت ملی، قوه قضاییه و مقننه و سایر ارکان نهادینه شده در نظام جمهوری اسلامی، در قانون اساسی چارچوب وظایف دستگاه دیپلماسی و سلسله مراتب اجرایی آن کاملا مشخص است شرح وظایف شورای عالی امنیت ملی و دبیرخانه آن کاملا شفاف است و اگر بنا به مذاکره با امریکا و هر کشور و سازمان بین المللی باشد اصول کلی به تائید شورای عالی امنیت ملی و رهبری می رسد.
ایجاد تابو و فضای بسیار سخت و خشن از مذاکره در واقع تعیین تکلیف برای ارکان نظام و نوعی سربرداری بر مقابل ارکان حاکمیت است و کسانی که بصورت سازمان یافته چنین مسیری را در پیش گرفته اند اگر از روی خشم یا تعصب و بی اطلاعی از چارچوب قانون است که لازم است سريعتر مسیرشان را اصلاح کنند اما اگر عمدی و حساب شده است بدانند در این شرایط حساس خود رایی در مقابل ارکان حاکمیت خسارتهای سنگینی به دنبال دارد.
اگر هدف دشمنان ریختن هیزم در آتش جنگ خاورمیانه و ایجاد دشمنی بین کشورهای منطقه و نابودی آنها بدست هم است ما نباید در این دام گرفتار شویم ما حتی اگر برخی کشورهای جنوبی خلیج فارس را بخاک یکسان کنیم در واقع به امریکا و اسرائیل ضربه نزده ایم بلکه برای آنها کار سازی کرده ایم حتی شرکتهایی که سهامدار آمریکایی دارند حتما برای چنین شرایطی برنامه ریزی کرده اند آنها حتما بعد از جنگ ۱۲ روزه قراردادهای خود با شرکتهای بیمه ای کشورهای منطقه را تقویت نموده و کل خسارتهایشان را از آنها دریافت خواهند نمود و احتمالا با ادامه جنگ و توسعه آن، آنچه در نهایت از منطقه باقی می ماند سرزمین ها و زیرساخت های نابود شده بدست خودشان است. کل کشته های اسرائیل تا کنون اندک است و با سیستم پدافند قوی و پناهگاه های مستحکمی که طی چند دهه گذشته ساخته اند آسیب خیلی جدی نخواهند دید.
ما که نمی توانیم به امریکا حمله کنیم و از نظر نظامی نیز امکان چنین کاری وجود ندارد لذا واقع بینی بهتر از تندروی و حرکات تفرقه افکن و تخریب منتقدان و مصلحان است. آیا در این شرایط اجتماعی خاصی که کشور در آن قرار گرفته و حوادث غمبار دی ماه که با برنامه ریزی و نقشه شوم دشمنان در کنار برخی ضعف های اطلاعاتی و کمبود دانش و تجربه لازم بر کشور تحمیل شده، زمان مناسبی برای طرد و دشمن انگاری نیروهای اصلاح طلب و منتقد است؟
طبق قانون چه نهادهایی باید تشخص دهند کی زمان مذاکره است، در چه موضوعاتی مذاکره شود و ...
اصلاح طلبان چوب دو سر طلا شده اند.مخالفان حکومت آنها را سپر حاکمیت و مزدور حکومت می نامند و برخی بسیجیان و پاسداران و تندروهای پایداری آنها را مزدور و خائن می نامند آیا اصلاح طلبان اشتباه بزرگی کردند که تنور انتخابات ریاست جمهوری را داغ نمودند تا رئیس جمهور وفاق بر سرکار بیاید و حامیان اصلاح طلب خود را کنار گذاشته و گوشه نشین نماید و دولتش در چارچوب تعیین شده توسط برخی دستگاه های خاص انتصاب انجام دهند.
تضعیف و تخریب رئیس جمهوری که حلقه اتصال بخش قابل توجهی از جمعیت کشور با حاکمیت است در واقع تیشه به ریشه خود زدن است و عواقبی به دنبال دارد که بعدا راهی برای بازگشت و جبران باقی نخواهد ماند.
رئیس جمهور نماد جمهوریت نظام و رئیس شورای عالی امنیت ملی است و توهین و تخریب ایشان توهین به حامیان و رای دهندگان به ایشان و توهین به یکی از اصلی ترین ارکان حاکمیت است.
کسانی که واقعا دوستدار نظام و ایران هستند احترام این رکن مهم در نماد مردمسالاری نظام را حفظ کنند و دست از تخریب و دخالت در مسئولیت های قانونی رئیس جمهور و شورای عالی امنیت ملی کشور بردارند. آمریکا هر دیدگاهی برای مذاکره دارد را رسما به شورای امنیت و سازمان ملل اعلامنماید و ایران نیز رسما پاسخ دهد و در این فاصله مذاکرات دو و چند جانبه انجام شود تا به محورهای مورد توافق دست یابند قطعا خط قرمز هر توافقی توان دفاعی کشور و رفع تحریم ها و تعهد بین المللي به عدم تجاوز و پرداخت خسارت به ایران از طرف متجاوزین می باشد